|
رز مخملي
|
||
|
شکر ايزد که ميان من و او صلح فتاد |
بود؟ -کی بود؟ -حدس بزن -خوب کی بود؟ - باران کوثری من خیلی تعجب کردم.گفتم خوب ؛داداشم
گفت :اومده بود خرید.من هم گفتم کی میتونیم شــمارو ببینیم؟من خواهرم شما رو خیلی دوست داره
بارن هم گفت امشب ساعت ۱۰:۳۰ هتلــم.خلاصه امـــشب آماده باش ببرمت پیشش(چه داداش خوبی
).من خیلی خوشحال شدم.شب شد و ما ۱۰ دقیقه دیرتر رسیدیم.از مسئول هتل شماره اتاق باران و
گرفتیم.گریمـــورش گوشی رو برداشت و گفت:خانم کوثری منتـظرتون بودند،دیدند نیومدین رفتــن حموم.
گفتیم کی کارش تموم میشه گفت یه ربع دیگه.ما هم تو این مدت رفتی گل گرفتیم و مجددا برگشتیم.
بعد از چند دقیقه خانم کوثری تشریف اوردن.با هم سلام و احوال پرسی کـــردیم و من گل رو بهــش دادم؛
وقتی گلا رو دید با شرمندگی گفت وای این گلا برای منه؟ گفتیم قابلتونو نداره و نشســتیم.من پرسیدم:
به جز شما و حسین یاری کی توی کتونی سفید بازی میکنه؟ - بچه های تــئاتر بوشهر -کارگردان کیـــــه؟
- محمد ابراهیم معیری اولین فیلمیه که می سازن.بعد یه کاغذ بیرون اوردم و با لبــخند به باران گفتم: یه
امضا به من میدی؟باران هم با مهربونی گفت حتما خواهش میکنم.

بعد هم با هم عکس گرفتیم.بعد هم خداحافظی کردیم و با هم دست دادیم.اون موقع داشت تســت گریم
میداد، صورتش گریم داشت.امیدوارم باز هم ببینمش.
۵شنبه: بوشهر ۲۴/۸/۸۶
|
|